1391-02-29 02:43:52

آخرین بروز رسانی02:49:49 AM GMT

مسیر شما در سایت: مجموعه مطالب مقالات سياسي نقش طبقه متوسط جديد در بيداري اسلامي در عربستان

نقش طبقه متوسط جديد در بيداري اسلامي در عربستان

چاپ

rasouli2162547کارشناسان و صاحب‌نظران به شدت از نحوه محاکمه متهمان جده به دلیل محاکمه غیرعلنی و پشت درهای بسته و عدم حضور وکلای متهمان و مطبوعات و رسانه‌های بسیار متعجب شده و انتقاد کرده بودند و اگر در این میان روزنامه‌نگار یا خبرنگاری در جلسه محاکمه دیده می‌شد،‌ تماما وابسته به رژیم بودند و بالطبع در پایان دادگاه نیز همه متهمان به زندان‌های ابد محکوم شدند و آزادی آنها فقط منوط به دستور سلطنتی شد...

روح الله پورطالب

پژوهشگر ارشد مطالعات خاورميانه و خليج فارس

با بررسي تحولات تاريخي و انقلاب‌هاي كلاسيك در چند سده اخير، شايد بتوان گفت كه طبقه متوسط مهم‌ترين طبقه تاثيرگذار بوده است. طبقه متوسط جديد، پشتيبان جدي جنبش‌‌هاي اجتماعي جديد مانند: جنبش‌هاي اعتراضي دانشجويي، حقوق مدني، فمنيستي، محيط زيست‌گرايان، خلع سلاح و مانند آنها در چند دهه اخير بوده است. از اين رو بررسي تحولات سياسي و حركت‌هاي اعتراضي و اصلاح‌طلبانه چه در كشورهاي توسعه‌يافته و چه در كشورهاي در حال توسعه بدون پرداختن به نقش مهم اين طبقه، ناقص خواهد بود.

از زمان تاسيس حكومت عربستان سعودي در 1932 بر مبناي اتحاد مذهبي و سياسي، اين حكومت از اقتدارگراترين و محافظه‌كارترين حكومت‌هاي سلطنتي در خاورميانه عربي بوده است. نظام سياسي عربستان از بدو شكل‌‌گيري، براساس پدرسالاري سياسي و مذهبي بوده و تا به امروز تداوم يافته است. به طور كلي، در استمرار حكومت خاندان سعودي عوامل مهمي دخالت داشته‌اند كه عبارتند از: اتحاد و پيوندهاي مذهبي و سياسي بين خاندان سعود و علما و آموزه وهابيت، پيوندهاي دوسويه بين اين خاندان و سران قبايل، سركوب سياسي، تقويت نهادهاي مدني سنتي همچون نهاد بازار، روحانيت و قبايل، جلوگيري از قدرت‌يابي نهادهاي مدني جديد، گسترش پيوندهاي پيرو پروري (كلاينتاليستي) بين حكومت و اعضاي وابسته به نهادهاي آن از بخش خصوصي، سيستم اطلاعاتي و سركوبگر قوي و حمايت قدرت‌هاي خارجي از اين خاندان. در ميان عوامل فوق، پيوند وهابيت و خاندان سعودي مهم‌تر از عوامل ديگر بوده است. آموزه‌هاي وهابيت و بافت نظام قبيله‌اي در حفظ وضع موجود و تداوم اقتدارگرايي نيز نقش مهمي داشته است؛ علماي وهابيت با تحول و نوآوري به شدت مخالف بوده و بر حفظ وضع موجود سنتي و برداشت ظاهري از نص سنت و قرآن تاكيد داشته‌اند.

در چند دهه اخير به خاطر تغيير و تحولات اجتماعي در عرصه‌هاي آموزشي، ارتباطي، شهرنشيني و مانند آن طبقه متوسط جديد در جامعه عربستان به لحاظ كمّي و نيز كيفي رشد فزاينده‌اي داشته است. فرضيه اصلي مقاله اين است كه از نيمه دوم دهه 1980 به ويژه از دهه 1990 به اين سو، اين طبقه، حكومت سعودي را با چالش‌‌ها و انتقادات سياسي و اجتماعي مهمي روبه‌رو كرده است، اين چالش‌ها از يك سو به گسترش آگاهي سياسي و اجتماعي مردم نسبت به حكومت، ناكارآمدي‌ها و فساد آن و از سوي ديگر، به پاره‌اي اصلاحات سياسي هرچند محدود منجر شده‌اند. گرچه اعضا و گروه‌هاي متعلق به اين طبقه در عربستان يك پارچه نيستند، اما در مورد ضرورت اصلاحات سياسي، ايجاد نهادهاي دموكراتيك، مبارزه جدي با فساد، استقلال قوه قضائيه، تفكيك قوا و مانند آن هم‌عقيده مي‌باشند. در اين مقاله، مهم‌ترين چالش‌هاي سياسي حكومت سعودي از ناحيه طبقه متوسط جديد، اصلاحات محدود سياسي انجام شده و تا حدودي دلايل محدود بودن اصلاحات توضيح داده مي‌شوند.

* بحران ریشه‌ای حاکم بر عربستان

 

بازداشت ۱۷ شهروند سعودی ظرف یک‌ هفته و محکوم کردن آنها به زندان بین ۵ تا ۳۰ سال و محاکمه گروهی از زندانیان جده که از سال ۲۰۰۷ تاکنون بدون محاکمه در بازداشت بسرمی‌بردند، در روز ۲۲ نوامبر بیانگر بحران ریشه‌ای حاکم بر این کشور است.

بالطبع اتهامات وارده به تمام این افراد اتهاماتی همچون فتنه‌انگیزی و ایجاد بحران در کشور و داشتن شک و تردید به استقلال دستگاه دادگستری و پول‌شویی و ارتباط با طرف‌های خارجی و رسانه‌های عربی و خروج از ولی امر و اقدامات تروریستی بوده است.

* اعتراض صاحب‌نظران به شیوه محاکمه

این درحالی است که کارشناسان و صاحب‌نظران به شدت از نحوه محاکمه متهمان جده به دلیل محاکمه غیرعلنی و پشت درهای بسته و عدم حضور وکلای متهمان و مطبوعات و رسانه‌های بسیار متعجب شده و انتقاد کرده بودند و اگر در این میان روزنامه‌نگار یا خبرنگاری در جلسه محاکمه دیده می‌شد،‌ تماما وابسته به رژیم بودند و بالطبع در پایان دادگاه نیز همه متهمان به زندان‌های ابد محکوم شدند و آزادی آنها فقط منوط به دستور سلطنتی شد.

و درحالی‌که این موضوع همچنان فکر فعالان سیاسی داخلی و خارجی را به خود مشغول ساخته بود و همه در عادلانه بودن احکام صادره توسط دادگاه ابراز شک و تردید می‌کردند، ۴ شهروند سعودی در استان قطیف توسط نیروهای امنیتی و گلوله به شهادت رسیدند، درحالی که تنها جرم آنها اعتراض به محاصره امنیتی تحمیل شده به منطقه القطیف توسط آل‌سعود از ۱۰ ماه پیش تاکنون بود.

بسان همیشه برای محاصره تحمیل شده به قطیف رژیم از اصطلاحاتی مانند ایجاد فتنه و آشوب و مزدوری و تهدید امنیت و تحریک جوانان استفاده کرد و از شیوخ منطقه خواست برای آرام کردن اوضاع در اقدامی بیهوده پا پیش بگذارند، اما این ترفند بازتابی کاملا معکوس داشت و موجب شد، اوضاع از آنچه ‌که بحرانی می‌نمود، بحرانی‌تر شود که با ورود نیروهای امنیتی منطقه همراه و تشدید رویایی‌ها شد.

* تشدید رویارویی‌ها در القطیف

تشدید رویارویی‌ها خبر از تعمیق بحران و تشدید درگیری‌ نیروهای امنیتی با تظاهرات‌کنندگان قطیفی می‌داد که ‌تنها خواسته آنها برقراری مساوات و از بین بردن تبعیض‌های طایفه‌ای بود و درحالی‌که از گوشه و کنار کشور صداهایی در حمایت از سیاست‌های آل‌سعود به گوش می‌رسید که خواهان مجازات این معارضان شیعی و حتی بیرون راندن آنها از کشور بود تا نسبت به بروز بحرانی عمیق و بروز خشونت‌ها در عربستان سعودی هشدار دهد، در این شرایط بود که صداهای دیگری نیز از برخی مناطق به گوش رسید که خواهان حفظ وحدت ملی بود و تبعیض‌های طایفه‌ای و ریختن خون برادران و هم‌وطنان را محکوم می‌کرد.

 

* عربستان در آستانه تغییر و تحولاتی عمیق

با بررسی شرایط حاکم بر دو عرصه جده و قطیف درمی‌یابیم که عربستان در آستانه تغییر و تحولاتی قرار دارد که رژیم با استفاده از راه‌حل‌های امنیتی یا محاکمه‌های فوری و آنی بویژه در این مرحله حساس نمی‌تواند بر آنها غلبه کند و کنترل آنها را به دست گیرد.

محاکمه‌های جده و رویارویی‌های امنیتی قطیف در واقع بیانگر گشوده شدن صفحه‌ای جدید در تاریخ عربستان سعودی هستند تا پرده از شیوه‌ها و اقدامات سرکوبگرانه رژیم حاکم بر عربستان سعودی بردارند که در ادامه استفاده از مشت آهنین و زبان خشونت در رویارویی با خواسته‌های سیاسی اصلاح‌طلبانه نمود پیدا می‌کند.

تا این لحظه رژیم سعودی تمام خواسته‌های سیاسی را نادیده گرفته و حتی تلاش کرد، اعتبار این خواسته‌های اصلاح‌طلبانه را با اصطلاحاتی از قبیل تروریسم و فتنه‌انگیزی زیر سوال ببرد، اگرچه شیوه تبیین تمام این خواسته‌ها مسالمت‌آمیز و به دور از هرگونه خشونت بود.

* نبود افق سیاسی در عربستان

در واقع مشکل اساسی موجود در عربستان در همین نکته نهفته است،‌ یعنی نبود افق سیاسی و منسوب کردن تمام تحرکات اصلاح طلبانه سعودی به تروریستی بودن است و همین موجب می‌شود که عربستان همواره در حالتی از خفقان بسربرد و اگر رژیم تاکنون با خطابه‌های مذهبی و صدور فتواهای گوناگون که هرگونه تحرک سیاسی را محکوم می‌کرد و بکار بردن مشت آهنین و سرکوب‌های امنیتی و بازداشت و قتل و کشتار بسان آنچه که در قطیف حاصل شد، در سرکوب هرگونه تحرک سیاسی و اصلاح طلبانه موفق می‌نمود، هم اکنون اوضاع به هیچ‌وجه به شکل سابق نیست.

* مقامات سعودی ناتوان‌تر از هر زمان دیگر

به نظر می‌رسد، مقامات سعودی از ارائه هرگونه راه‌حل‌های جدید برای رویارویی با این خفقان بیش از هر زمان دیگری ناتوان می نماید، اگر چه در این راه تلاش کرده اوضاع اقتصادی و ارائه خدمات و کمک‌ها و فرصت‌های شغلی را افزایش داده و از سقف بیکاری حاکم بر کشور بکاهند و از اصلاحات داخلی سخن بگویند، و با این‌که اقتصاد سعودی در میان کشورهای عرب حوزه خلیج فارس اقتصادی نسبتا قدرتمند می‌نماید، اما این اقتصاد هیچ‌گاه نخواهد توانست جایگزین اصلاحات سیاسی واقعی و نه صوری شود.

* شریعت دستاویزی برای سرکوب خواسته‌های مردمی

واقعیت امر این است که حنای رژیم در باب مقوله‌هایی مانند این‌که تنها نظام سلفی سنی است که قانون قرآن را به اجرا می‌گذارد، رنگی ندارد و اکنون همه می‌دانند که رژیم عربستان تنها نظامی است که شریعت را دستاویزی برای سرکوب هرگونه خواسته‌های اصلاح طلبانه قرار داده است و بزرگ‌‌ترین شک‌کنندگان به این مقولات از داخل خود رژیم سعودی که به سنی و سلفی بودن معروف هستند و نه طرف دیگر یعنی شیعیان خواهان حق برابر شهروندی و مساوات در حقوق اجتماعی بپاخاسته‌اند.

اعتراض‌های سنی و شیعی با وجود اختلاف خاستگاه‌ها و خواسته‌هایشان بر یک نکته تاکید دارند، این‌که مشروعیت سیاسی و مذهبی که رژیم آل سعود از آن به عنوان دستاویزی جهت ادامه و تضمین حاکمیت خود بدون انجام هرگونه اصلاحات و تغییر و تحولی بر شبه جزیره عربستان استفاده می‌کند، به شدت زیر سوال رفته و متزلزل شده است.

* شک و تردید در ادعاهای آل سعود

مطرح شدن مقوله‌هایی بر علیه سفلی‌گری رسمی حاکم بر عربستان و شکل گرفتن اصطلاحاتی هم‌چون دادن جایگاهی به مردم در عرصه سیاسی کشور و استقلال قوه قضائیه از سیاست و تضمین برابری و مساوات برای تمام افراد جامعه صرف نظر از انتساب طایفه‌ای و قبیله‌ای و مذهبی آنها اصطلاحات و درخواست‌های جدیدی هستند که در عرصه داخلی شبه جزیره العرب به گوش می‌رسد و هر روز که می‌گذرد صدای آن رساتر از روز گذشته شنیده می‌شود و ثابت می‌کند که هیچ قدرتی چه رسمی و مذهبی در کشور هر قدر هم که سرکوب‌گر باشد، نمی‌تواند آن را در گلو خفه کند و این همان چیزی است که رژیم عربستان به شدت از آن واهمه دارد و از آن‌‌جا که هر روز بر گستره نفوذ آن افزوده می‌شود، نمی‌تواند آن را به اتهاماتی همچون وابستگی به خارج و مزدوری و تروریسم که هدف آن از بین بردن وحدت ملی و یکپارچگی کشور است، متهم کند، همان‌گونه که نمی‌تواند، معارضان رژیم را به ننگ خوارج بودن متهم کند،‌ چراکه این اتهامی رایج در عربستان است که رژیم معارضان خود را به خوارج خواندن یعنی کسانی که از خلفای راشدین عدول کردند،‌ متهم می‌کند، چون همه اکنون می‌دانند، خواسته این معارضان ارتباطی به مذهب ندارد که رژیم بخواهد آنها را خوارج بنامد، خواسته‌های اجتماعی است که به شکل مسالمت‌آمیز بیان می‌شوند و به همین دلیل است که وقتی رژیم این خواسته‌ها را سرکوب می‌کند و به ماهیت آنها شک می‌کند و آنها را به خاک و خون می‌کشد، به شدت زیر سوال می‌رود.

اگر تا دیروز آل سعود از معضل شیعیان به عنوان اهرمی برای کسب وفاداری هرچه بیشتر استفاده می‌کرد، اکنون این شیوه‌ها قدیمی شده و چون اکنون دیدگاهی واقع بینانه در حال شکل‌گیری در جزیره العرب است که مشکلات موجود در کشور را نه در وجود شیعیان در کشور بلکه ریشه آن را در رژیم حاکم و توسل آن به قدرت ملاحظه می‌کند.

 

* وحشت آل سعود از مقوله‌ها و خطابه‌های ملی‌گرایانه

به همین دلیل آنچه هم اکنون بیش از هر چیز رژیم آل سعود را به شدت به وحشت افکنده شعارها و مقوله‌ها و خطابه‌های ملی‌گرایانه است که پا را از مرز طایفه و قبیله و مذهب و هویت فراتر می‌نهد تا دیدگاهی جامع و کلان برای اصلاحات سیاسی فراگیر ارائه دهد و اگر تاکنون خطاب‌ها طایفه‌ای و مذهبی موجب خصومت دو گروه شیعی و سنی و رودر رویی آنها با یک‌دیگر شده است، هم اکنون ملاحظه‌ می‌کنیم که محاکمه شهروندان سنی در جده به جای این‌که مورد استقبال شیعیان قرار گیرد و آن را مرحمی بر روی زخم‌های خود تلقی کنند،‌ به حمایت از آن به پا می‌خیزد و خواستار اصلاحات سیاسی می‌شود و مقابل متهم شدن به تهدید امنیت داخلی و ملی و وابستگی به خارج و سرکوب شدید امنیتی آرام نمی‌گیرد، بلکه صدای خود را بالاتر می‌برد تا سراسر کشور را دربرگیرد.

* مرحله بیداری در عربستان

شاید بتوان گفت مرحله جدیدی که پیش‌روی رژیم عربستان سعودی قرار دارد، مرحله بیداری مردن پس از دهه‌ها سرکوب توسط آل سعود است و در این میان آل سعود بسیار ساده لوح است، اگر تصور کند با صرف کردن اندکی از مال و ثروت خود برای این مردم می‌تواند خواسته‌‌های سیاسی و اجتماعی مشروع آنها را در نطفه خفه کند، چون این خواسته‌ها از زبان مشتی آشوب‌گر یا هرج و مرج طلب یا به قول رژیم بیکار خارج نشده، بلکه شخصیت‌هایی آنها را بر زبان می‌آورند که از حیث اقتصادی در وضعیت قابل قبولی قرار دارند، به همین دلیل خواسته‌های آنها پا را از حد خورد و خوراک و پوشاک فراتر می‌نهد و به خواسته‌های حقوق مدنی و سیاسی تبدیل می‌شود؛ خواسته‌هایی که ریشه در آیین اسلام دارند و حقوق تضمین شده در اسلام هستند، به همین دلیل رژیم نمی‌تواند این خواسته‌ها را به تعارض با شریعت متهم کند.

به همین دلیل است که گفته می‌شود، عربستان هم اکنون در آستانه مرحله‌ای حساس قرار دارد، در این میان سرکوب هرگونه فعالیت و تحرک سیاسی با رویارویی‌های امنیتی خونین و احکام قضائی ظالمانه و تشدید فشار و خفقان حاکم بر کشور پیش‌بینی اینده روشن برای نظام را بسیار دشوار می‌نماید، اگر چه تاکنون تنها به این سیاست متوسل شده است، اما رژیم ال سعود باید بداند ادامه توسل به این راهکار جایگاه و موقعیت مردمی رژیم و مشروعیتش را به شدت زیر سوال خواهد برد و زمینه را برای گسترش فعالیت این تحرکات هموارتر خواهد کرد.

بنابراین هم اکنون که هنوز گستره این اعتراض‌ها سراسر کشور را دربرنگرفته است، بهترین فرصت برای آل سعود است تا با انجام اصلاحات و عمل به خواسته‌های مشروع مردم خود را از قیامی سهمگین در آینده که طومار حکومت انها را بی‌شک در هم خواهد پیچید برهانند.

* طبقه متوسط جديد

«طبقه متوسط جديد» مانند بسياري از مفاهيم علوم اجتماعي داراي معناي دقيق و برخوردار از پذيرش عمومي نيست، اختلاف در ملاك‌ها و ويژگي‌هاي اين طبقه از يك سو، و نامشخص بودن قلمرو عيني و مصداقي آن از طرف ديگر و نيز تاثير تحولات تاريخي بر آن، سبب شده است كه هر كس از زاويه ديد خود تعريفي خاص از آن ارايه دهد. در بررسي‌هاي جامعه‌شناسانه جديد از طبقه متوسط جديد با عناوين مختلف مانند: يقه‌سپيدان، نخبگان جديد، طبقه متوسط شهري و طبقه كارگر جديد نام برده شده است. اين طبقه در اكثر تحولات معاصر سياسي و اجتماعي نقش بسيار مهمي داشته و پشتيبان اصلي جنبش‌هاي اجتماعي جديد بوده است.در بين نظريه‌پردازان معاصر، «سي‌رايت‌ميلز» فرد شاخصي است كه در مورد طبقه متوسط جديد مطالعه كرده و صاحب‌نظر است و از اين طبقه با عنوان يقه‌سپيدان ـ كه نام كتاب وي نيز هست ـ ياد كرده است. وي، اصطلاح طبقه متوسط جديد يا يقه‌سپيدان را در مورد مديران، تكنوكرات‌ها، كارمندان، اساتيد، معلمان، حقوق‌دانان، مهندسان، پزشكان، كاركنان اداري و دفتري به كار مي‌‌برد. او يقه‌سپيدها يعني صاحبان مشاغل فكري، فني و تخصصي را در مقابل يقه‌آبي‌ها يعني كارگران يدي و غيرماهر به كار مي‌برد. ميلز براي سنجش طبقه متوسط جديد از ملاك‌هاي گوناگوني بهره‌ مي‌‌برد كه عبارتند از: درآمد، شغل، پرستيژ، دارايي و اقتدار. به باور وي، اين طبقه هيچ‌گونه ارتباط كاري با ابزار توليد نداشته و هيچ‌گونه ادعايي نيز نسبت به عوايد آن ندارد. از نظر درآمد شغلي، اعضاي اين طبقه در حد وسط قرار دارند. يقه‌سپيدان از نظر منزلت اجتماعي برتر از كارگران مزدبگير و كسبه قرار دارند. رايت ميلز در تمايز اين طبقه از ساير طبقات بر ويژگي و منزلت فكري آنها تاكيد مي‌كند.

در مجموع، اعضاي متعلق به طبقه متوسط جديد را مي‌توان به چند دسته تقسيم كرد: الف) صاحبان مشاغل علمي، فني و تخصصي؛ ب) مديران و كارمندان عالي‌رتبه؛ ج) كارمندان اداري و دفتري؛ د) حقوق‌بگيران بخش عمومي مانند فروشندگان و كاركنان بازرگاني و فروش، كاركنان امور خدماتي و غيره.

با عنايت به ديدگاه‌هاي اكثر نظريه‌پردازان اجتماعي مانند ميلز، دارندورف، ليپست‌، هالپرن، هانتينگتون، باتامورو گيدنز مي‌توان اين طبقه را چنين تعريف كرد: طبقه متوسط جديد متشكل از دارندگان مشاغل فكري، تخصصي و فني همچون مديران، حقوق‌بگيران يا كارمندان حكومتي، حقوق‌دانان، پزشكان، مهندسان، وكلا، اساتيد دانشگاه، دانشجويان، تكنيسين‌‌ها، روشنفكران، معلمان يا آموزگاران،‌ نويسندگان و هنرمندان است كه داراي جايگاه و منزلت متمايز از ساير طبقات بوده و نقش مهمي در تحولات سياسي و اجتماعي در چندين دهه اخير داشته‌اند، لازم به ذكر است كه تعريف اين طبقه براساس برداشت‌هاي جديد منزلتي و فرهنگي و نه اقتصادي صرف از طبقه صورت گرفته است و برخلاف طبقه متوسط رايج و سنتي ويژگي اصلي آنها صرفا برخورداري از درآمد متوسط (طبق معيارهاي اقتصادي صرف) نيست.

طبقه متوسط جديد و چالش‌هاي سياسي حكومت سعودي

يكي از ويژگي‌هاي جديد جامعه عربستان، گسترش كمي طبقه متوسط جديد است كه محصول برنامه‌ نوسازي اجتماعي ـ اقتصادي از دهه 1970 به بعد به شمار مي‌آيد. براساس يك بررسي انجام شده، نسبت طبقه متوسط جديد به كل جمعيت از 2 درصد به 11 درصد در اواخر دهه 1980 افزايش يافته است.2 رشد كمّي و نيز كيفي (برخورداري از آگاهي و تحول فكري و نگرشي) اين طبقه باعث شده كه به عنوان مهم‌ترين نيروي اجتماعي تحول‌خواه و اصلاح‌طلب در چند دهه اخير ظاهر شود و وزن سياسي خود را به مرور زمان با سرعت قابل توجهي افزايش دهد.

 

حكومت عربستان از نيمه دوم دهه 1980 به اين سو، با چالش‌هاي سياسي و انتقادات جدي از سوي طبقه متوسط جديد مواجه بوده است. در چند دهه اخير افراد، گروه‌ها و فعالان مدني و سياسي متعلق به اين طبقه به عنوان مهم‌ترين منتقد و اپوزيسيون حكومت سعودي در حيات سياسي و اجتماعي ظاهر شده است، و شايد بتوان گفت كه اين طبقه، منبع اصلي و بسيار مهم چالش‌ها و اعمال فشارهاي سياسي و تضعيف‌كننده مشروعيت سياسي خاندان سعودي بوده است. اين طبقه تا حد نسبتاً قابل توجهي توانسته است كه حيات سياسي و اجتماعي در اين جامعه را از سكون و ايستايي سياسي خارج كند و تحت فشارهاي اين طبقه، حكومت ناچار به انجام برخي اصلاحات محدود سياسي شده است.طبقه متوسط جديد منبع ظهور سه جريان مهم سياسي ـ اجتماعي، اعتراضي و انتقادي در جامعه عربستان بوده است كه عبارتند از: الف) روشنفكران آزادي‌خواه؛ ب) اسلام‌گرايان اصلاح‌طلب و معتقد به تفاسير جديد از مذهب سنتي؛ و ج) جريان اصلاح‌طلب و منتقد شيعي.در طيف اسلام‌گرايان اصلاح‌طلب اهل تسنن مي‌توان به جنبش بيداري اسلامي (الصحوه الاسلاميه) اشاره كرد كه ريشه آن به گسترش دانشگاه‌هاي اسلامي در دو دهه 1970 و 1980 برمي گردد تا اواخر دهه 1990 اين دسته از اسلام‌گرايان در مسايل اجتماعي با حفظ ديدگاه‌هاي سنتي وهابيت، عمدتاً قائل به محافظه‌كاري و حفظ نظم اجتماعي و فرهنگي موجود بودند، اما در ارتباط با عرصه سياسي ـ با اتخاذ ديدگاه‌هاي امروزي‌تر اخوان المسلمين ـ قائل به نوآوري در روش‌هاي اعمال حاكميت و تشكيل دولت اسلامي امروزي‌تري بودند و از اين حيث خود را از نوسلفيون افراطي جدا مي‌كردند؛ البته در مسايل اجتماعي با آنها مشترك و هم عقيده بودند.

ادامه تظاهرات مسالمت‌آمیز در شرق عربستان

فراخوان برگزاری تظاهرات وفاداری به شهدا توسط جوانان سعودی از طریق فیس‌بوک داده شده بود که با استقبال گسترده اهالی این مناطق مواجه شد، این موضوع موجب شد تا نیروهای امنیتی و نظامی عربستان نه تنها به حالت آماده باش کامل در آیند که در مناطق مختلف الشویکه مستقر شوند.

تظاهرات‌کنندگان سعودی با سردادن شعارهایی همچون "زندانیان باید آزاد شوند ، "تیراندازان باید مجازات شوند"، "خون بر شمشیر پیروز خواهد شد" و "مجرمان باید مجازات شوند " خواستار آزادی زندانیان سیاسی و آزادی بیان و انجام اصلاحات واقعی در این کشور شدند.

تظاهرات‌کنندگان سعودی هم‌چنین در شعارهای خود خواستار کناره‌گیری استان‌دار الشرقیه شدند و شعار "محمد بن فهد سرنگون باد" را سردادند.

 

استقرار نیروهای امنیتی در الرامس

از سوی دیگر شاهدان عینی اعلام کردند که نیروهای امنیتی و ضد شورش و هم‌چنین نیروهای نظامی شب گذشته در ساعت 21 به دلیل نامعلوم وارد منطقه کشاورزی "الرامس" شدند.

گفته شده دلیل ورود این نیروها ممانعت از برگزاری نمایشی است که در آن اتهاماتی را به رژیم در سرکوب خشونت‌بار معارضان و استفاده از سلاح علیه آنها توسط نیروهای نظامی و امنیتی وارد می‌کند.

آزادی سه جوان سعودی برای تحریف افکار عمومی

از سوی دیگر رژیم سعودی از بیم گسترش اعتراض‌ها در این کشور و آرام کردن معارضان و در ترفندی برای گمراه کردن اذهان عمومی اقدام به آزاد کردن سه جوان سعودی کرد.

این سه جوان سعودی در العوامیه و پس از مورد ضرب و شتم قرار گرفتن توسط نیروهای پلیس این شهر بازداشت شده و "رضا قریریص" و "مرتضى تحیفة" و "جلال السعید" نام داشتند.

نیروی پلیس سعودی این سه جوان را به اتهام تردد از مقابل مرکز پلیس این شهر و تلاش برای جمع آوری اطلاعات از این مرکز بازداشت کردند.

بی‌مسئولیتی مقامات سعودی در برابر مشکلات مردم

و از اخبار جالب این‌که اخیرا فیلمی در فیس‌بوک منتشر شده که "فهد بالغنیم"، وزیر کشاورزی عربستان سعودی در پاسخ به یک کشاورز مسن سعودی که به وی گفته بود، دام‌هایش را نتوانسته واکسیناسیون کند، گفت: من کشاورزم و مزرعه‌دار هستم، خوب برو داروخانه و واکسن بخر.

در این هنگام کشاورز مسن خطاب به وزیر کشاورزی می‌گوید که این سخن شما به معنای بی‌توجهی دولت به منابع حیوانی است که در این هنگام وزیر کشاورزی به وی می‌گوید: میگویی دولت چکار کند همه چیز را مفت در اختیار تو قرار دهد، پدر جان برو داروخانه و واکسن بخر.

و تمام این گفتگوها در برابر خبرنگاران و کشاورزانی حادث شد که برای دیدار با وزیر کشاوزری و تهیه خبر در آنجا حضور یافته بودند و موجب شد تا رسانه‌های سعودی این شیوه برخورد مسئولان این کشور با شهروندان را بیانگر بی‌مسئولیتی و عدم توجه آنها به مشکلات مردم عنوان کنند.

برگرفته از خبرگزاري فارس، روزنامه اطلاعات، مشرق نيوز و تحليلات و نظرات شخصي نگارنده