انقلاب اسلامي ايران، "نه" بزرگ به تابوي مدرنيته بود و مبتني بر دين و فرهنگ اسلامي- ايراني ايجاد شد و خود طليعه اي براي نسل جديدي از انقلاب ها، بالتخصيص در ممالك اسلامي بود و انقلابي از فرهنگ و براي فرهنگ نام گرفت.
دکتر محمدباقر خرمشاد
مقدمه:
دانشمندان علم سياست انقلاب را علاوه بر تغيير در حاكمان و طبقه حاكم، دگرگوني و تحول سريع و بنيادين در همه ي عرصه ها از قبيل ارزش هاي حاكم بر جامعه، نهاد هاي سياسي و ساختار اجتماعي عنوان كرده اند.بررسي و تحليل تاريخ انقلاب ها مخصوصا انقلاب فرانسه و تعميم آن به ساير انقلاب هاي به وقوع پيوسته و همچنين تحليل تك عليتي از انقلاب ها ، عملي ناقص و به بيراهة رفتن است و تحليل درباره انقلاب اسلامي ايران نيز از اين قاعده مستثني نيست. گفتگو درباره انقلاب اسلامي ايران بر پايه بنيان هاي فكري مدرنيته و با رويكرد اومانيستي و سكولاريستي و با نگاه ماديگرايانه كه ماحصل انديشه هاي مشرقي و مغربي است، ضرورتا درك واقع بينانه اي از آن را ارائه نخواهد داد، بلكه در فرآيند بررسي انقلاب اسلامي نگاه ويژه به نقش دين و ارزش ها و فرهنگ جامعه ايراني و رهبري ديني آن، نگاهي اصيل تر خواهد بود. امتزاج امر ديني و امر مدني، بازگشت به معنويت و خويشتن خويش و استقلال از جمله آرمان ها و خواسته هاي جامعه ي ايراني بوده كه در مواضع راهبران انقلاب و توده ها در قالب شعار هايي چون "استقلال"، "آزادي" و "جمهوري اسلامي" متبلور شد. انقلاب اسلامي ايران، "نه" بزرگ به تابوي مدرنيته بود و مبتني بر دين و فرهنگ اسلامي- ايراني ايجاد شد وخود طليعه اي براي نسل جديدي از انقلاب ها بالتخصيص در ممالك اسلامي بود و انقلابي از فرهنگ و براي فرهنگ نام گرفت.مركز هم اندشي استادان و نخبگان دانشگاهي بر آن است با همكاري استادان و صاحب نظران در زمينه انقلاب، تحليل اين انقلاب عظيم را ازمنظرهاي مختلف به مباحثه و هم انديشي گذارد. نوشتار زير كه تلخيص سخنان دكتر محمد باقر خرمشاد - محقق و صاحب نظر در زمينه انقلاب- در همايش انقلاب، دانشگاه و خودباوري به مناسبت سي امين سالگرد انقلاب اسلامي ايران است را به محضر خوانندگان گرامي تقديم مي گردد. (سيد حسين موسوي شجاعي)
در سيامين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي با هم مروري كنيم بر ويژگيهاي انقلاب اسلامي ايران كه منحصر به خودش است. انقلابها به دليل آنكه اشتراك دارند و به همه آنها انقلاب ميگوييم، مثل انقلاب روسيه، انقلاب فرانسه، انقلاب ايران، ولي مثل هم نيستند هر كدام ويژگي خاص خود را دارند كه ميشود ويژگي انقلاب روسيه، انقلاب فرانسه، انقلاب ايران. انقلاب ايران به نظر ميرسد كه 10 ويژگي دارد كه فقط مخصوص خودش است و اين تقريباً اجماعي در ميان متخصصين در حوزهي انقلابها و انقلاب اسلامي ايران.
1- عدم تكيه بر نيروي خارجي:
اولين ويژگي كه شايد براي انقلاب ايران مي توان مطرح كرد و بسيار واضح بود اين كه انقلاب ايران برخلاف انقلابهاي گذشته و يا حداقل برخلاف برخي از انقلابها توانست بدون تكيه بر نيروي خارجي به پيروزي برسد. انقلاب ايران در فضاي جهان دوقطبي شكل گرفت، قطبي شرق و قطبي غرب و انقلاب ايران نه تكيه به غرب داشت و نه به شرق. هيچ سندي دال بر اين كه انقلاب وابسته به يكي از قطب ها باشد وجود ندارد و حتي يك ريال از جانب هيچ كشور خارجي به انقلاب اسلامي ايران كمك نشد. انقلاب ايران بر پاي خويش ايستاد، و اين ويژگي بسيار مهمي است و مي توان گفت مهمترين ويژگي كه صاحب نظران انقلاب به آن اشاره ميكنند. چون در آن فضاي ماديگرايي ، سخن از بازگشت به معنويت مي كند.
2- عدم بحران در نظام مستقر:
انقلاب اسلامي ايران در يك كشوري اتفاق ميافتد كه نظام مستقر در آن در سلامت كامل به سر ميبرد؛ به اين مفهوم كه از هيچ بحراني رنج نميبرد، شما در سالهاي53 تا 56 ميبينيد كه نظام مستقر را هيچ بحراني تهديد نمي كند. كارتر شب ژانويه 1978، دي 1356 مهمان شاه بود و آنجا به شاه گفت: "شما پادشاه كشوري در يكي از بيثباتترين مناطق جهان هستيد. جزيره ثباتي در منطقه اي بي ثبات". انقلاب ايران عليه يك نظامي شكل گرفت كه در سلامت كامل بسر ميبرد هيچ بحراني، انشقاقي جناحبندي در كار نبود. البته ممكن است گفته شود كه پس چرا انقلاب شد؟ اين بحث از حوصله اين مقال خارج است.
3- اوج اقتدار ارتش پهلوي:
نكتهي سوم كه مي توان در ادامهي بحث اول اشاره كرد، اين است كه ارتش اين نظام، ارتشي در اوج قدرت بود. در انقلابهاي ديگر مثل انقلاب روسيه، جنگ جهاني ارتش نظامي را ذوب كرده بود، در 1914 تا 1917 كه در واقع پيروزي انقلابيون روسيه بود، بدليل اين بود كه ارتش از بين رفته بود. چارلز جانسون ميگويد انقلاب زماني اتفاق ميافتد كه ارتش درگير يك جنگ داخلي ميشود، درگير يك جنگ خارجي ميشود، ضعيف ميشود، انقلابيون از آن استفاده ميكنند و رژيم مستقر را به سرنگوني ميكشند، اين در حالي بود كه نه تنها ارتش در اوج قدرت بود، نيروي انتظامي با انواع تسليحات مسلح ، پليس سياسي شاه(ساواك) در اوج اقتدار بود و اين دلايلي كه عنوان شد كه هم سيا هم ديتا به واقع نيروهاي حفاظت اطلاعات ارتش آمريكا معتقد بودند كه ايران حداقل تا 10 سال هيچ حركتي را به خود نخواهد ديد، شايد به همين دليل انقلاب ايران موجب حيرت شد، چون ليبرالها جريان انقلابي نبودند، ماركسيستهايي كه انقلابي بودند به بنبست كشيدن مبارزات مسلحانه در اوايل دههي 50 فكر ميكردند كه در ايران ديگر نميشود كاري كرد و به اروپاي شرقي رفته بودند. به همين دليل انقلاب ايران در كمال ناباوري همگان اتفاق افتاد،آن هم در كشوري كه ارتش آن در اقتدار كامل به سر مي برد.
4- روش مقابله انقلابيون:
روش مقابله انقلابيون به شدت غير خشونتآميز مبتني و بر تظاهرات ميليوني مكرري كه به يك بهمن عظيمي تبديل شد، و بهمني كه با سيل خروشاني رژيم شاه را سرنگون كرد. همگان در آن روشي كه رژيم شاه را سرنگون كرد، روش انقلابيون ايران مبتني بر تظاهرات روش حضرت امام(ره) بود. واين تفاوت نوع نگرش امام (ره) به مبارزه با همه گروههاي ديگر اين بود. در انقلابهاي ديگر اين روش را نميبينيم در 14 ماهي كه تقريباً مبارزه بود، مبارزات مسلحانه كه عموماً در انقلابهاي ديگر وجود داشت، در انقلاب ايران نبود.
5- عمق بي اعتمادي عمومي به رژيم پهلوي:
بياعتمادي، عدم مشروعيت و مقبوليت رژيم شاه آن قدر عميق و گسترده بود كه رژيم شاه نتوانست بخشي از ملت ايران را با خود داشته باشد و احياناً بعد از آن ايران در ورطه ي جنگ داخلي بيفتد و ساقط شود. انقلاب لايههاي مختلف مردم را در بر ميگرفت. يك طرف ملت و طرف ديگر شاه، لذا وقتي شاه و دربارش رفتند، جامعهي ايران يك فرياد داشت، يك هدف داشت، اين هم از ويژگيهاي انقلاب ايران است. اين اندازه يكدستي، همبستگي ملي، اتحاد و وحدت در انقلاب ايران در مقايسه با انقلابهاي ديگر سراغ نداريم، به همين جهت در انقلابهاي ديگه جنگ داخلي يا مدتها درگيري ادامه پيدا ميكند ولي در مورد انقلاب ايران اينگونه نبود. در اواخر تظاهرات چماق به دستها در بعضي از شهرها به راه افتاد كه انقلابيون با تظاهرات آنها را هم از بين بردند.
6- انقلابي مبتني بر دين:
برخلاف انقلابهاي قبل مثل انقلاب فرانسه كه ايدئولوژي انقلاب غير ديني بود، انقلاب ايران مبتني بر ايدئولوژي ديني بود. آشكارا اعلام ميكرد مبتني بر دين است و در واقع بر تلفيق دين و سياست استوار شد. اين از ويژگيهاي منحصر به فرد انقلاب اسلامي ايران بود كه به نظر مي رسد باعث آغاز نسل جديدي از انقلابها شد كه در آن دين ديگر منفور نيست به قول فوكو دين به روح جهان بيرون تبديل ميشود، جهاني كه با مدرنيسم و مدرنيته به بيروحي معروف شده بود، دين بر اين جهان روح ميدمد، كه اولين آن در ايران بود.
7- عدم رهبري انقلاب توسط يك حزب كلاسيك سياسي:
انقلاب اسلامي ايران با رهبري يك حزب كلاسيك به پيروزي نرسيد. هيچ حزب كلاسيك سياسي نداريم، رهبر آن يك روحاني و شبكه روحانيت يك شبكه غير رسمي بود و تا روستاها نفوذ داشت. اين شبكه رايت انقلاب را داشت. شايد به همين دليل بود كه كساني كه علم سياسي داشتند در كوران انقلاب تصور داشتند كه مثل حركتهاي قبلي اجازه دهيم كار خودش را بكند، رژيم را كه ساقط كردند، آنها نميتوانند انقلاب را اداره كنند، بعد دست ما مي افتد. اين چيزي است كه به هر حال كه انقلاب ايران كلاسيك رهبري نشد. بلكه از درون جامعهي مدني ايران يك رهبري كاملاً خودجوش، البته مبتني بر يك شبكه سنتي ديني فراگير كه در زمان مرحوم آيت ا... بروجردي به اوج خود رسيد بود.
8- نقد جدب مدرنيسم:
نكتهاي كه مي توان به آن اشاره كرد اين كه انقلاب ايران به دليل محتوا و جهتگيريهاي خودش يكي از زندهترين و جدي ترين نقدهاي مدرنيته و مدرنيزم بود. به همين جهت است كه شايد پستمدرنها به شدت بدان، علاقه پيدا ميكنند. پست مدرن ها روي كاغذ بر مدرنيته نقد وارد مي كردند، ولي يك پديدهاي كه تجسم و تجلي و بروز و ظهور اين نقد باشد وجود نداشت. انقلاب ايران از اول در صدد نقد مدرنيته بود آن هم در كشوري كه مدرنيزاسيون و مدرنيسم توسط شاه تزريق شده بود. اين بود كه فوكو را شيفتهي انقلاب ايران ميكند و در انقلاب ايران چيزي اتفاق ميافتد كه قبلاً روي كاغذ بود. انقلاب به عبارتي شايد ضعفهاي مدرنيته را كاملاً هويدا كرد. غربيها اين مدل پيروز شده انقلاب ايران ر اخطري براي كليت نظام غرب -نظام فكري،اجتماعي و نظام فكري فلسفي- مي دانستند. استمپل وابستهي سياسي سفارت آمريكا در ايران اشاره مي كند كه اگر انقلاب بماند چالش جدي براي غرب است و چالشي جدي فراوي غرب قرارخواهد داد.
9- انقلابي از فرهنگ و براي فرهنگ:
اجماعي در مورد انقلاب ايران وجود دارد كه شعارهايي كه در انقلاب فراگير شد در كل برخاسته از درون آن ملت است. هزاران شعار و ديوار نوشته و پلاكارد نوشته در جريان انقلاب ايران گفته شده موضوعاتي از كار، نان تا مسكن، آبادي و... شعارهاي زيادي است اما آن چيزي كه فراگير ميشود"استقلال"، "آزادي" و "جمهوري اسلامي" است و وقتي ما اين سه را تحليل ميكنيم هيچ كدام مطالبهي مادي نيست، نه استقلال مطالبهي مادي است و نه آزادي و جمهوري. براي همين است كه انقلاب ايران را ميگويند انقلاب فرهنگي، انقلابي از فرهنگ و براي فرهنگ. به همين جهت ميگويند انقلاب ايران معناگراست، مبتني بر دين و در جستجوي اهداف و مفاهيمي غير مادي است مثل استقلال مثل آزادي اين همه خوني كه ريخته شد براي دين بود. اين هم از ويژگيهاي انقلاب ايران كه نه ماديت، بلكه معنويت و فرهنگ در كانون مطالبات آن است.
10- يك انقلاب شهري:
انقلاب اسلامي ايران يك انقلاب شهري بود، همه انقلابها كه قبلاً اتفاق افتاده است، انقلابهايي روستايي و مبتني بر روستا محسوب ميشدند.، هانتينگتون مي گفت در دوران گذار خصوصاً براي كشورهاي جهان سوم اين مطرح است كه در انقلابها، هستهي اوليه انقلابها در شهر اتفاق ميافتد و در شهر روشنفكران و طبقه متوسط در واقع كانون انقلاب هستند و در درون طبقه متوسط، دانشگاهها و در درون دانشگاهها، جنبشهاي دانشجويي. بر اساس تجربيات انقلابهاي قبل به اين نتيجه ميرسد كه انقلاب بدون وجود روستا نميتواند به پيروزي برسد. بعد بررسي ميكند كه چگونه شهر و روستا ميتوانند بهم برسند. شايد بتوان گفت كه انقلاب ايران نخستين انقلاب شهري بود، كه عمده اتفاقات انقلاب در شهرها اتفاق افتاد و در تاريخ چه اتفاقي افتاد كه در ايران اندكي بيشتر از 50 درصد شهرنشين شده بودند و اين انقلاب ايران را متمايز ميكند با ساير انقلابها.






