متفکران اسلامی, در آثار گوناگون خود, از قلمرو اجتماعی دین, سخن گفته و دخالت دین را در شؤون دنیوی امری روشن و ناشی از طبیعت دین دانسته اند و گفته و نوشته اند: دین اسلام, تنها عهده دار پیوند انسان با خدا و محدود به بیان احکام عبادی و اخلاقی و ثواب و عقاب اُخروی نیست, بلکه برنامه هایی برای اداره جامعه بر محور قسط و عدل و جهت دادن سیاستها براساس عزت و حکمت دارد...


می توان مدعی شد كه این تنها حكومت مستقل- جمهوری اسلامی- در منطقه، همواره منافع خود و منطقه را بر هر تعهد دیگری مقدم میدارد و در نتیجه موضعگیری آن همواره ناخشنودی غرب را به همراه دارد.
همواره انقلابها مخصوصا از نوع فرهنگی، کل جامعه راتغییر میدهد. انقلاب اسلامی ایران برگرفته ازفرهنگ اسلامی- قرآنی است و انسان خلیفةالله که دارای آزادی و کرامت است را چنان تربیت می کند که به خودباوری وخودآگاهی میرسد.
محبوبيت مردمى، كه امام خميني (ره) و انقلابش از آن بهره مند بودند تأثيرات بزرگى بر جهان اسلام داشت به گونه اى كه ايشان با صداقت، قوت و شجاعتي مثال زدنى، نه تنها از قضيه ملت فلسطين كه از تمامى مستضعفين جهان حمايت مى كردند.



