1391-02-29 02:10:30

آخرین بروز رسانی02:49:49 AM GMT

مسیر شما در سایت: مجموعه مطالب دیدگاه دین شادی، نشاط اجتماعی و فرهنگ دینی – قسمت دوم


شادی، نشاط اجتماعی و فرهنگ دینی – قسمت دوم

چاپ
دکتر سید محسن فاطمی

ما کمتر در لحظه «حال» آرامش را تجربه می‌کنیم و کمتر در حال حاضر زندگی می‌کنیم، متکثّر و پراکنده هستیم به ظاهر داریم در لحظه‌های حال از نظر فیزیکی زندگی می‌کنیم اما اگر خودمان را مورد تحلیل قرار می‌دهیم و درون کاوی خوبی به عمل آوریم می‌بینیم که کاملاً پراکنده هستیم حتی این در نماز هم خیلی اتفاق می‌افتد می‌خوانیم، بعد فکر می‌کنیم چند رکعت خوانده‌ایم؟

 

«در حال» بودن و زندگی مدرن
ارتباط بسیار عمیقی در حوزه روانشناسی اجتماعی بین شادی است و «در حال» زندگی کردن است. در آمریکای شمالی از مدیرانی که داخل اتاق‌هایشان می‌شدند تستی به عمل آورده شد. فضا را با سبزی و گل و گیاه تزئین گردیده بود و فضای سبز جدیدی بوجود آمد. با بسیاری از آنها که مصاحبه شد اظهار کردند اصلاً توجهی به گلها و فضای سبز جدید نمی‌کردند و خود را گرفتار و مشغول قلمداد می‌کردند و بیشتر در اندیشه فعالیتها و پروژه‌های خود بوده‌اند و تمایلی به دیدن اطراف نشان نمی‌دادند. یکی از ویژگی‌های جهان امروز و یکی از مهمترین عواملی که بر اساس آن مشکل ایجاد می‌شود این است که انسانها کمتر «در لحظه» حال زندگی می‌کنند و از لحظه حال خیلی کمتر بهره می‌برند.
ما کمتر در لحظه «حال» آرامش را تجربه می‌کنیم و کمتر در حال حاضر زندگی می‌کنیم، متکثّر و پراکنده هستیم به ظاهر داریم در لحظه‌های حال از نظر فیزیکی زندگی می‌کنیم اما اگر خودمان را مورد تحلیل قرار می‌دهیم و درون کاوی خوبی به عمل آوریم می‌بینیم که کاملاً پراکنده هستیم حتی این در نماز هم خیلی اتفاق می‌افتد می‌خوانیم، بعد فکر می‌کنیم چند رکعت خوانده‌ایم؟ بعد از بسم‌الله تازه فکر می‌کنیم کدام چک را باید فردا بنویسیم و چه کار کنیم، برای این که ما غایبانه در جهان زندگی می‌کنیم و این که هر چه میزان غیبت ما در جهان بیشتر باشد شادی‌های معقول را کمتر تجربه می‌کنیم. همه همّ عارفان در فلسفه و معرفت‌شناسی و هستی شناسی اسلامی ‌روی این است که انسانها بتوانند با آن تعادلی‌ که از حضرت امام حسن (ع) عرض کردم بتوانند در «لحظه حال» هوشیارانه زندگی کنند. ما کمتر هوشیارانه در حال زندگی می‌کنیم از منزلمان خارج شده می‌رویم سر کار. اصلاً نیستیم و محیط اطراف را نمی‌بینیم ممکن است سپر ماشین به یکی دیگر بخورد بعد بگوییم اصلاً ما نبودیم و نیستیم در آن لحظه کاملاً خارج از حال زندگی می‌کنیم. حالا نگاه کنید عارفان چه «همّ» متعالی داشتند. قدر حال خود را بدانید. در حال زندگی کنید در حال، فرصت‌ها را خوب مورد توجه قرار دهید و این رابطه مهمی ‌با نشاط دارد.
صوفی ابن‌الوقت باشد ای رفیق نیست فردا گفتنش شرط طریق
اصلاً فردا گفتن در روش استعلایی نمی‌تواند بگنجد: این نگو فردا که فردا‌ها گذشت.
عمر ما قربانی فرداها می‌شود چون از لحظه حال استفاده نمی‌کنیم. عجله نکن چون زمان، شمشیر برّان است.
حضرت علی (ع) می‌فرمایند: «مافات مضی ...» آنچه گذشت گذشته است. برخیز و فرصت بین دو عدم را غنیمت شمار یکی در مورد گذشته یکی در مورد آینده. این به فرصت طلبی مثبت منجر می‌شود. در ادبیات امروز یکی از ویژگی‌های مهم مدیریت بالنده از نظر حوزه‌های روانشناسی اجتماعی فرصت‌طلبی آن‌ها است. نه به معنای مذموم کلمه بلکه به معنای ممدوح که مدیران می‌توانند از فرصتها عمیقاً استفاده کنند و این با آن نشاط رابطه مستقیم دارد. می‌گویند ابوسعید جایی رفته که صحبت کند جمعیت زیادی را دید یکی بلند شد و گفت خدا رحمت کند کسی را که یک گام و یک قدم جلو بگذارد بعد از منبر پایین آمد گفتند: کجا داری می‌روی؟ گفت: چیزی که من می‌خواستم بگویم این شخص گفت: یک گام به جلو نهادن و استفاده مناسب از فرصتها. پس اینکه در حال فرد بتواند خوب زندگی کند، رابطه مستقیمی ‌با شادی و نشاط دارد. به اصطلاح ابن سینا ابتهاج و بهجت از شادی‌ها هستند. شما هندوانه‌ای را می‌خورید که خیلی خوشمزه است این خود سطحی از شادی می‌باشد اما سطح شادی که موقت و محسوس است. ابن سینا از شادی‌های معقول صحبت می‌کند و اگر کسی آن شادی‌ها را چشید دیگر این شادی‌های محسوس برایش معنی نخواهد داشت. نمی‌خواهم عرض کنم به شادی‌های محسوس توجه نباید کرد در سلسله مراتب شادی‌هاست.

شادی درون و رحمت واسعه
یکی از مهمترین ویژگیهایی که در فلسفه و عرفان اسلامی ‌نهفته است توجه به استعمال شادی‌ها است. نه تنها به شادی‌ها توجه عمیق شده بلکه توجه و سفارش‌های ویژه‌ای در مورد کامل کردن شادی‌ها هست که دیگر از شادی‌های سطحی فراتر می‌رود و شادی‌هایی را تجربه می‌کند که خیلی عمیق‌تر است. در این سطح نه تنها به آن شادی‌ها توجه می‌شود بلکه در آن بعد عمیق‌تر و ژرفتر مورد توجه قرار می‌گیرد. در تاریخ است که امام حسین (ع) در سفرش به کربلا با دوستان بذله گویی می‌کردند سفری که پر از مشقت بود. اگر از مشقت بار بودن سفر سخن می‌فرمودند، سفر سخت‌تر بر آنها می‌گذشت. اما چه چیزی در درون اینها درخشیده است که در آن شرایط هم لبخند از آنها دور نمی‌شود. این لبخند درونی و اتصال درونی که در عارفان بسیار تأکید کرده¬اند یکی از محوری‌ترین پایه‌های شادی اجتماعی است و باید فرهنگ سازان این سؤال را مطرح کنند که تا چه اندازه می‌توانیم لبخند درونی را ارتقا بخشیم؟ تا چه اندازه برنامه‌ریزی ما در حوزه‌های مختلف سینما، تئاتر، ادبیات، داستان نویسی، تعامل‌های اجتماعی و ارتباطات اجتماعی این لبخند درونی را مورد توجه قرار می‌دهد و چه اندازه ‌ترغیب می‌کند؟ و مهم‌تر این که من که دارم این کار را که انجام می¬دهم تا چه اندازه از اینها برخوردار هستم چون اگر قرار باشد که در وجودم حرمان و یأس باشد چطور قادر خواهم بود که در سازمان‌هایی که هستم امید بخش باشم اگر قرار باشد کاملاً سیطره ناامیدی و یأس بر من سنگینی کند چطوری می‌توانم «رحمت» ایجاد کنم. مطلب دیگر از هستی شناسی اسلامی‌ که بسیار قابل توجه است «رحمت خداوند» است. پیامبر اکرم (ص) «رحمه للعالمین» است. من فکر می‌کنم در این حوزه خیلی کم کار شده است. وقتی علما کار کردند و وقتی به برگردان صفت‌های پیامبر اکرم می‌پردازند همه اینها بر می‌گردند به این که رحمه للعالمین هستند. رحمتی که برای همه جهان و جهانیان ساطع شده است آثار این خیلی جدی است و نمی‌تواند فقط در لفظ بگنجد. این فقط مفاضله با کلمات نیست.
آسایش دوگیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا.
این در دل آن فرهنگ مطرح شده است. بارقه‌های «رحمت» تولید کننده آثار بسیار شگرفی در حوزه ناخودآگاه خواهد بود. چون از خلاقیت و فرآیند خلاقیت که صحبت کنیم یک بخش آن، بخش نهفته سازی است که بصورت ناخودآگاه به چیزی فکر می‌کنیم. چیزی به صورت نهفته در ضمیر ما فعالیت می‌کند و اگر ما بپذیریم که ناخودآگاه فردی و ناخودآگاه جمعی داریم این ناخودآگاه جمعی که ناشی از این قضیه است می‌تواند در فرآیندهای مختلف تأثیر داشته باشد. تا چه اندازه رحمت خداوندی را در ارتباط با خودمان جاری و سیال می‌دانیم؟ و در مقابل تا چه اندازه از پیچیدگی‌های مختلف که در حوزه‌های مختلف می‌تواند فرآیندهای ممانعت را ایجاد کند برخوردار هستیم. عرضم این نیست که ما از انذار استفاده نکنیم. اسلام هم بشیر است و هم نذیر. اما این که ما بتوانیم این را در حوزه اجتماعی به صورت متعادل مورد توجه قرار دهیم، یعنی در فرهنگ‌سازی، از فرآیندهای امید بخش و نوید بخش و در کنارش از انذار استفاده کنیم مهم است اگر ما به تاریخ عرفان و اندیشه‌های متعالی ایرانی در زندگی دینی متألهین نگاه کنیم می‌بینیم که علما و کسانی که در حوزه‌های فقه و فلسفه فعالیت دارند واقعاً از فرهنگ اصولی بهره‌هایی بسیار برده‌اند. سایکوبایوگرافی یک رشته‌ای در روان‌شناسی است که به صورت روان تحلیلی یا روان کاوی یا روانشناختی روی زندگی افراد کار می‌کند که چه مسایلی برای این افراد پیش می‌آید که این‌طوری می‌شوند؟
ویلسون یکی از کسانی بوده که در این روش بحث کرده و موفقیت‌های بزرگی به دست آورده است. ما اگر سایکوبایرگرافی کنیم کسانی که در فقه و عرفان بهره‌های بسیار زیادی از معرفت شناسی اسلامی‌ بردند تا چه اندازه از این اتصال درونی برخوردار بودند بسیار موثر خواهد بود. اکثر کسانی که با اینها ارتباط دارند می‌توانند اذعان کنند که این شاخص‌ها موجود است. وقتی با این بزرگان یک ارتباط کلامی ‌و اجتماعی ایجاد کنید با یک لبخند همیشگی در زندگی‌اشان برخورد می‌کنید. حرمان و یأس بر وجود اینها تأثیری ندارد. شما روی علمای بزرگ تحقیق کنید آثار «توکل» باعث چه لبخندی در روابط فردی و اجتماعی آنها شده است و همچنین در پاکی درون و تمیزی بیرونیشان چه اثراتی داشته است؟

نشاط و سیمای شهری
اگر در معماری ایرانی نگاه کنید (در اصفهان، اردبیل و....) آثار شگفتی و زیبایی بیرون را مشاهده می‌کنید. در داخل آن شگفتی چندین برابر می‌شود و زیبایی‌ها فوق‌العاده بیشتر می‌شود. سقف‌هایی با ارتفاع بلند، پنجره‌های ظریف و زیبا، از جنبه فرهنگی این موضوع مهم است که چه ارتباطی با روانشناسی اجتماعی دارد؟ و این که این ساختمان‌ها تا چه اندازه رابطه با اندیشه‌های انسان دارد؟
اگر شما به کشورهای کمونیستی تشریف ببرید مشاهده می‌کنید همه جا حالت پادگانی و حد و حصر دارد. در فرهنگ اسلامی ‌وقتی دقت می‌کنید می‌بینید چقدر این «روحیه نشاط» روی دکوراسیون نقش داشته است یعنی تأثیر بسیار زیادی در چیدمان ساختمان دارد. راهکارهایی عرض خواهم کرد که چطور می‌شود به این فرهنگ توجه جدی نشان داد و چطور این را ارتقا دارد و چه ابزار و وسایلی در حوزه‌های گوناگون می‌تواند این زمینه را فراهم کند؟ چه از لحاظ کلامی‌ و چه از لحاظ غیر کلامی. ما در حوزه غیر کلامی‌ هم که نگاه کنیم می‌توانیم حالات یک انسان شاد و برخوردار از نشاط را با حالت یک انسان گرفته مقایسه کنیم. اصلاً وجود ماه رجب و شعبان و اعیاد آن، رابطه بسیار عمیقی با شادی و نشاط دارد.

نشاط و ادب ظاهر
شما به عنوان یک نمونه ساده اخم کنید و خود را گرفته نشان دهید بعد به پردازش اطلاعات در ذهنتان مراجعه کنید، سپس لبخند بزنید و مقایسه کنید کدام یک از اینها شادی را در شما به وجود خواهد آورد. تحقیقاً اذعان خواهید کرد که وقتی لبخند می‌زنید، پردازش اطلاعات به صورت دیگری در ذهنتان انجام خواهد شد. یعنی در روابط غیر کلامی‌ در یک لحظه حالت مثبتی در شما ایجاد می‌شود شما نگاه کنید به توصیه‌هایی که در کتب آداب و اخلاق که مثلاً سر سفره چطور بنشینیم؟ می‌خواهیم به دیدن کسی برویم چطور برخورد کنیم و چگونه ادب اسلامی ‌را رعایت کنیم؟ بین ادب و شادی هم رابطه هست. امام رضا (ع) می‌فرماید: «سکوت دری از درهای حکمت است». جای دیگر می‌فرمایند: «نیکی با مردم نیمی ‌از خردمندی است». امروز در بحث‌های هوش هیجانی این بحث مورد تحلیل قرار گرفته است که ممکن است انسان‌ها IQ و بهره هوشی بالایی داشته باشند و یا IQ آنها پایین باشد که پژوهشها نشان می‌دهد که چند درصد از موفقیت‌ها به IQ و ضریب هوشی بر می‌گردد. بالاترین IQ را هم در سازمانها بگذارید، موفقیت را نهایتاً ۲۴ درصد تضمین خواهید کرد. یکی ازمهمترین ظرفیت‌های هیجانی، وجود مؤلفه‌هایی مثل امید و نشاط درونی است. کتابی که در سال ۱۹۹۶ در آمریکا نوشته شده است تحت این عنوان که چرا آدمهای باهوش کارهای احمقانه انجام می‌دهند؟ داستان کسانی بود که از نظر ظاهری IQ بالایی دارند، اما در تعامل‌های اجتماعی و فردی با خودشان درگیری‌ها و مشکلات مختلف دارند.
حضرت امام صادق (ع) می‌فرمایند: «بعضی از انسانها که از این دنیا می‌روند آزاد هستند، بعضی اسیرند. آزاد کسانی هستند که توانستند ظاهر و باطن‌شان را با شادی‌های واقعی تطبیق دهند.» وقتی اسیر سایه‌ها شوید مسلماً شادی واقعی اتفاق نمی‌افتد. فیلم «سیتی زن کی» را نگاه کنید. سیتی زن کی، شخصی است که از همه ابزارها و تمتعات بیرونی برخوردار است اما خانمش می‌گوید: اگر چه برای من قصر مهیا کردی اما من احساس تنهایی می‌کنم. احساس تنهایی موجود در جهان امروز به واسطه این است که شادی‌های واقعی شناخته نشدند. ادعایی که من امروز می‌خواهم بکنم این است که نه تنها در اسلام به شادی و نشاط توجه عمیق می‌شود، بلکه فرهنگ اسلامی ‌می‌تواند فرمولی را در جهان ارایه دهد که صادر کننده شادی‌های واقعی باشد. از آن چیزی که انسان امروز گرفتارش است و از دغدغه‌ها و ناراحتی‌هایی که انسان‌ها در جهان امروز اسیرش هستند. انسان سعی می‌کند این تنهایی را با شادی‌های موقت جبران کند. مثلاً در کافه‌ای یک چیزی بخورد تا بتواند شادی موقت در خودش بوجود آورد. «می‌گریزم از خودی به خودی یا به شوقی ای مهتدی».
اگر راه کارهای شادی واقعی نشان داده شود فرهنگ اسلامی ‌می‌تواند صادر کننده این مقوله باشد. به آن جهت که روی بعد مادی متمرکز شده ایم تا صرفاً اطلاعات ما گسترش پیدا کند، عقل و فرزانگی و حکمت ما افول کرده است و نتیجه نپرداختن به خود استعلایی و خود متعالی باعث شده ما به از خود بیگانگی برسیم و شادی را بیرون خودمان جستجو کنیم که شادی واقعی نخواهد بود. درک این مطلب از جنبه رسانه و فرهنگ سازی بسیار مهم خواهد بود. این نکته را تصحیح می‌کنم که این بحث مقدمه‌ای بود برای این که بتوان شادی و جدی بودن شادی در حوزه روانشناسی اجتماعی را با دید دینی و اسلامی و از منظر معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی اسلامی‌مطرح کرد. چون عرض کردم همه حوزه‌هایی که در مباحث اجتماعی مطرح می‌شود در اصل به یک پرسش اصلی هستی‌شناختی بر می‌گردند. اگر آن پرسش هستی‌شناختی را در نگاه اسلامی‌ مورد تعمق قرار بدهیم می‌بینیم که آثار بسیار گرانبهایی از آن بوجود خواهد آمد. اصل مطلب این است که بتوانیم به راهکارها و رویکردها و آثار عملی آن درحوزه رسانه و فرهنگ سازی چه در سینما، تأتر و ادبیات مرتبط با کودکان و چه در حوزه‌های دیگر که تعامل‌های اجتماعی را مطرح می‌کنند برسیم. اگر فرصت دیگری پیدا شد من بعضی از راهکارها و طراحی‌هایی را که در این زمینه هم می‌تواند بصورت استراتژیک مطرح شود و در درازمدت جواب بدهد و هم می‌تواند در بعد کلان و خرد مطرح شود، خدمت دوستان عرض خواهم کرد. والسلام.

منبع: سایت شورای فرهنگ عمومی

نظرات (1)Add Comment
0
...
نويسنده De sud, نوامبر 08, 2010
سلام
دوستان عزيز! تا جايي كه من مي‌دونم اين بابا خيلي آدم مشهوريه. فكر نمي‌كنيد اگر يه سر به اينترنت مي‌زديد مي‌تونستيد عكس بهتري ازش گير بياريد. آخه اين سايت و چنين مطلبي با يه عكس تار از چنين شخصيتي يكم ...

موفق باشيد

نظر دادن به اين مطلب
كوچكتر | بزرگتر

busy