1391-02-29 02:06:06

آخرین بروز رسانی02:49:49 AM GMT

مسیر شما در سایت: مجموعه مطالب گفتگو دین اشعار بی‌محتوا باعث شکستن عظمت اهل بیت می‌شود


اشعار بی‌محتوا باعث شکستن عظمت اهل بیت می‌شود

چاپ

sheikhhosein90916گفت‌و‌گو با شیخ حسین انصاریان: الان چون مخاطب در همه جهان است، مسلما بايد به ابزارها مسلط شد. امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «دين را از همان راهي تبليغ كنيد كه دشمن از همان راه فرهنگ خود را تبليغ مي‌كند».

سالهاست که بر تارک منبرهای مذهبی و دعای کمیل شب‌های جمعه، نام شيخ حسین انصاریان نقش بسته است. و چه بسيار بزرگان و مداحان سنتی و پرشور و نوايي، که خود را بزرگ شده در پای منبرهای این عالم ربانی ذکر کرده‌اند. به همین خاطر و با توجه به نزدیکی ماه محرم و اوج‌گيری شور و عزای امام حسین (ع)، مصاحبه‌ای با اين واعظ مشهور ترتيب داده‌ایم تا به تعدادی از سوالات و مسائل مربوط به تبلیغ صحیح دینی پاسخگو باشند.

به عنوان اولين سؤال بفرماييد كه مقوله ابلاغ و تبليغ از نگاه اسلام چه جايگاهي را داراست؟ يعني آيا اصولا ديد اسلام به عنوان كامل‌ترين دين، به بحث انتشار و گسترش مفاهيم و موضوعات از راه‌هاي خاص، رويكرد و نظر مثبتي است يا خير؟كلمه تبليغ، بلاغ، ابلاغ و همه مشتقاتش كه كرارا در قرآن و روايات و دعاها و زيارت‌ها ذكر شده به معناي رساندن است. رساندن به مردم. چه چيز را بايد به مردم رساند؟ وحي‌اي كه به صورت كتاب‌هاي آسماني به خصوص قرآن كه وحي شده به پيامبر ما. پيامبر اكرم بنا نبوده كه وحي را بگیرد و آنها را در خود حبس کند. پس وحي براي اين بوده كه عقايد سالم و اعمال صالح و اخلاق حسنه را بيان ‌كند. مسائل خانواده را، ضررها و زيان‌هايي كه در مسير زندگي مردم است را بيان كند. فقط فرمود ابلاغ كنيد و فرمان او را در حالی که در كنار ابلاغتان استقامت و صبر می كنيد، به مردم برسانید. چون معلوم بود انبيا وقتي مي‌خواهند دين را به مردم ابلاغ كنند، چون دين با عقايد انحرافي مبارزه مي‌كند، با اخلاق و اعمال انحرافي مبارزه مي‌كند، طبيعتا درگيري با انبيا پيش مي‌آيد. با توجه به اين‌كه خدا برايش معلوم بوده، درگيري پيش مي‌آيد تا بالاخره مردم قبول كنند، فلذا به پيغمبر در قرآن مي‌گويد: «واستقم كما امرت و اصبر كما صبر اولوالعزم من قبلك».

 

اين استقامت براي چيست؟

در ابلاغ دين، صبر در ابلاغ دين. پس جايگاه ابلاغ، در دين خدا مهم‌ترين جايگاه است. چرا كه سلامت، سعادت، كرامت و آبادي‌ دنيا و آخرت مردم در اين است كه پيام به آنها رسانده شود، ابلاغ شود، تبليغ شود و آنها هم بپذيرند. لذا كسي كه ساكت است در تبليغ، مورد نفرت خداست. روايتي در كتاب شريف «اصول كافي» نقل مي‌كند از قول پيغمبر، با سند، كه حضرت مي‌فرمايد «اذا ظهرت البدع فللعالم ان يظهر علمه» در جايي كه عالم مي‌بيند مردم دچار مسائل انحرافي مي‌شوند واجب است كه دين خدا را براي آنها ابلاغ كند. اشتباهاتشان را بگويد و اگر سكوت كند، حالا به خاطر اين ‌كه حوصله ندارد يا ممكن است فكر كند تبليغ برايش دردسر ايجاد مي‌كند. ايشان مي‌فرمايد؛ چنين عالم ساكتي مورد لعنت خداست. اين جايگاه تبليغ است. 

 

مبلغ، مخاطب و پيامي كه بايد انتقال داده شود از ديدگاه اسلام، چيست و چه شرايطي دارد ؟

يقين بدانيد در قرآن و روايات، هر كسي حق تبليغ ندارد. لذا اين آيات امر به معروف، وقتي مورد دقت قرار مي‌گيرد، خداوند متعال در بعضي از آيات مي‌فرمايد، «و منهم» يعني بعضي از آنها. يعني كساني كه نشانه هاي امر به معروف و نهي‌از منكر در آنها هست. از شرايط بسيار مهمي كه بايد در يك مبلغ باشد، عالم به پيام خدا باشد. بنابراين بي‌سواد و آن‌كه آگاه به دين خدا نيست اگرچه اهل لباس باشد از نظر ائمه طاهرين تبليغ بر او حرام است. اين خودش مي‌شود يكي از انحراف‌دهندگان و مردم را منحرف‌تر مي‌كند. چون راهي را كه به مردم نشان مي‌دهد راه خدا نيست.

يك شرط مبلغ اين است كه اسلام‌شناس باشد. اسلام‌شناسي هم به اين است كه كامل درس خوانده باشد تا جايي كه لازم باشد، آيات و روايات را به درستي بفهمد. خيلي‌ها نسبت به قرآن كج‌فهمند و تعابير غلط خود ايجاد انحراف مي‌كنند. بنابراين بايد فهمش از قرآن و روايات، فهمي درست و مستقيم باشد.

از شرايط ديگرش اين است كه مثل انبياي خدا كه پرونده قبل از تبليغشان پاك بوده براي مردم بايد در بين مردم معروف به پاكي و درستي و به عمل صالح باشد و در يك كلمه، مبلغ غير از علم نياز به تقوا هم دارد. يعني مخاطباني كه مي‌خواهند حرفش را گوش دهند، بايد به او ايمان داشته باشد و در يك كلمه مبلغ غير از علم نياز به تقوا هم دارد. يعني مخاطبي كه مي‌خواهد حرفش را گوش دهد بايد به او ايمان داشته باشد. اگر ايمان به مبلغ نداشته باشد، يعني ايمان به فقه، دين‌شناسي، سلامت نفس و سلامت عمل و اخلاق و امور مالي مبلغ نداشته باشد، وقتي او دارد حرف دين را مي‌زند، مخاطب در دل مي‌گويد خود اين فرد كه بر عكس اين حرف‌ها عمل مي كند.

پيام هم كه معلوم است. پيام، قرآن و فرهنگ اهل بيت است. يعني يك مبلغ چهارچوب تبليغش بايد هماني باشد كه پيامبر اكرم به عنوان دو گوهر گران‌بها به ما داده‌اند: «اني تارك فيكم الثقلين، كتاب الله و عترتي، ما ان تمسكتم بهما» نه «ما ان تمسكتم» به مقاله‌هاي اين و آن و فرهنگ‌هاي ديگر و مسائلي كه گاهي از راديو و تلويزيون و روزنامه‌ها به منبر مي‌كشند، كه براي مبلغ قطعي بودنش تعيين نيست و نه اين، خواب‌هاي فراواني كه دروغ است و چند سال است در اين مملكت باب شده و نه شعرهاي بي‌محتوايي كه جز شكستن عظمت اهل بيت چيزي نيست، «تمسكتم بهما» يعني بايد قرآن و فرهنگ اهل‌بيت را به مردم معرفي كند.

يعني اگر سياست مي‌خواهد بگويد، سياست بنا بر قرآن و اهل بيت را بگويد. اگر مسائل خانوادگي را مي‌خواهد بگويد، بنا بر قرآن و اهل بيت بگويد كه كامل است. هرچه را مي‌خواهد بگويد كه راستش و صحيحش را بخواهد بگويد در قرآن و فرهنگ اهل بيت موجود است. هيچ نيازي به گدايي از اين طرف و آن طرف ندارد. به قول قديمي‌ها هر رطب و يابسي را به هم ببافد و به عنوان دين تحويل مردم دهد.

اما مخاطب مبلغ، كل مسلمان‌هاي جهان هستند. او بايد لحاظ كند كه به گونه‌اي قرآن و فرهنگ اهل بيت را به مخاطب ابلاغ كند كه مخاطب بپذيرد. بايد زمان‌شناس و مردم‌شناس باشد و تمام مطالبش را در مرحله اول، روي موج عاطفه و محبت به مردم انتقال دهد. چون عاطفه و محبت خيلي بيشتر از تندي و فرياد و عصبانيت جواب مي‌دهد. مخاطب يعني كل مردم جهان نه فقط مسلمان‌ها، چون قرآن مخاطبش «يا ايها الناس» است. براي همه آدم بايد بگويد. بنابراين جوري بايد بگويد كه همه به تناسب درك و ظرفيت خودشان داروي لازم را از مبلغ بگيرند و ادامه دهند. 

 

پس «يا ايها الذين آمنوا»هايي كه در قرآن آمده براي چيست؟

آن يك مقدار محدود به محبت بيشتر است. يعني مرحله بعد از الناس كه جذب اوليه باشد مد نظر است. 

 

مقوله آسيب‌شناسي اشعار مداحان و برخي خواب هايي كه توسط وعاظ نقل مي شود را مورد اشاره قرار داديد. به نظر شما دليل رواج اينگونه مسائل، خصوصا در ساليان اخير چيست؟

مردم دين‌شناس نيستند. اينها هم به اين خواب‌ها و شعرها رنگ دين مي‌دهند و توده مردم هم روي علاقه‌شان به دين، به عنوان اين‌كه از زبان مبلغ دين است، قبول مي‌كنند و داستان و قصه هم در مردم خوشايندتر است تا مطالب علمي.

توجيه كساني كه در مطالب تبليغي خود، از داستان و مطالب غيرعلمي استفاده مي‌كنند اين است كه قرآن هم از داستان استفاده كرده و قصه‌هاي قرآن، علت روي آوردن آنان به اين شيوه و استفاده از خواب و داستان است.

داستان‌هاي قرآن سراسر عبرت و پند است. چراكه حقيقي و واقعي مي‌باشند. شرح اتفاقات زندگي خوبان عالم، مثل يوسف و بدان عالم مثل فرعون و نمرود و امثال آن است. با بودن اينها هيچ نيازي نيست كه به خواب‌ها و داستان‌هاي دروغ متوسل شد.اگر كسي بخواهد داستان از قرآن و روايات بگويد، آن‌قدر هست كه بگويد و مردم را هم اشباع كند.

شايد يكي از علل روي آوردن مبلغان و دستگاه‌هاي تبليغي به داستا‌ن‌ها و مطالب خرافه، خشكي و عدم انعطاف برخي مفاهيم و مسائل دين است. يعني براي جذابيت بخشيدن به موضوعاتي كه در صدد تبليغ آن هستند از اين روش استفاده مي‌كنند.

قرآن مجيد تبليغ را به سه بخش تقسيم كرده است:

1ـ «ادعوا الي سبيل ربك بالحكمه» تبليغ بنا بر دليل. اين منبر كه بنا بر حكمت و دليل بايد برگزار شود، بايد براي دانشمندان و علما و دانشجويان باشد. معني آيه يعني مردم را به راه پروردگارت با دليل و حكمت فراخوان.

2ـ «و بالموعظه الحسنه» چون با واو عاطفه آورده شده، مي‌شود مرحله دوم، يعني موعظه نيكو. اين نوع موعظه مربوط به توده مردم است. يعني منبر و تبليغي كه دلنشين باشد. چنين تبليغي با آسان معنا كردن آيات و روايات و داستان‌هايي كه در خود قرآن است، تحقق پيدا مي‌كند. چراكه اين نوع وعظ و تبليغ مختص توده مردم است.

3ـ «و جادلهم باللتي هي احسن» مرحله سوم منبر و گفت‌وگوهاي مجادله‌اي، كه اين براي دشمنان دين و براي لجبازهاست. كه از مطالب خود آنها دليل و برهان بگيري، حرف و سخن از خودشان بگيري و به خودشان برگرداني. مثل مجادله‌اي كه حضرت رضا با پاپ مسيحيان داشتند.

در جلسه مأمون پاپ گفت به حضرت رضا كه شما شروع كنيد و حضرت رضا جواب دادند شروع از طرف پاپ باشد. كه پاپ سؤال كرد، نظرتان راجع به عيسي چيست؟ امام هشتم فرمودند: عيسي همه چيزش كامل بود و من همه آنها را قبول دارم. فقط دو عيب داشت، اول اين‌كه نماز نمي‌خواند، دوم اين‌كه روزه‌اش را مي‌خورد. پاپ مسيحيان خيلي عصباني شد و گفت كه چطور به شما مي‌گويند عالم، در حالي كه از مسيح خبر نداري. اگر اهل نمازي بخواهيم پيدا كنيم و در رده اول باشد، همانا حضرت مسيح است. اگر اهل روزه و بالاترين آن را بخواهيم بگوييم، همانا مسيح است. چگونه شما مي‌گويد كه حضرت مسيح نماز نمي‌خواند و روزه نمي‌گرفت؟

حضرت رضا فرمود: به خاطر اعتقادات خود شما. شما كه او را خدا مي‌دانيد. او اگر خداست ديگر براي چه كسي نماز بخواند و روزه بگيرد؟ اينجا آن پاپ مبهوت شد. اين را مي‌گويند منبر مجادله‌اي كه از فرهنگ ماترياليست، فرهنگ كمونيست، حرف بگيري، و بعد به خودشان برگرداني. 

 

در لابه‌لاي سخنانتان به وعاظ و مبلغاني اشاره كرديد كه خودتان هم آنها را درك كرده‌ايد و آنان را نمونه خوبي براي تبليغ ديني به شمار آورديد. چه ويژگي‌ها و خصايصي در آنها وجود داشت، كه موجب ايجاد چنين ديدگاهي در شما شده است؟

آنهايي كه من ديده بودم، اولا در بين مردم رفتار و كردار و اعمال و شكل زندگي و خانه و اثاث منزلشان نشان مي‌داد كه آنها اهل تقوا هستند. و با جريانات و حوادث هم عوض نشدند. دوما در بين مردم فوق‌العاده محبوب بودند و مردم به آنان ايمان داشتند. سوم اين‌كه وقتي بر منبر تبليغ دين تكيه مي‌زدند، پيش از مستمع، خودشان تحت تأثير قرار مي‌گرفتند. به صورتي كه وقتي من بچه بودم و پاي منبر بعضي از آنها مي‌رفتم، اشك‌هاي آنها بيش از همه بر لباس‌هايشان مي‌غلطيد و آن را خيس مي‌كرد. خوب شما در نظر بگيريد، وقتي مردم اين سخنان و اين‌گونه تأثير بر خود واعظ را با ايماني كه به او دارند، مي‌بينند، چطور قبول نكنند؟ اين‌گونه افراد عجيب در مردم تأثير داشتند و من آنهايي را كه تربيت‌شده آن منبرها و مربي‌ها بودند را الان كم مي‌بينم. الان منبر زياد داريم ولي منبر مربي و تربيت‌كننده كم داريم. قبلا منبر كم داشتيم ولي همان تعداد كم، انسان‌ساز و مربي بودند.

آيا به نظر شما اين‌كه در ساليان اخير مبلغ واقعي تربيت نشده، ناشي از ضعف سيستم تربيتي و آموزشي تربيت مبلغان نيست. به عنوان مثال، حوزه علميه در چند دهه اخير، نتوانسته با وجود نظام‌مند شدن، به مانند گذشته انسان‌هاي عالم، عامل و آگاه براي تبليغ صحيح اسلام تربيت كند؟

در اين سي ساله اخير ما كمتر مثل گذشتگان مبلغ‌پروري داشتيم. نمي‌شود آن را گردن حوزه انداخت كه حوزه نتوانسته مبلغ به درون جامعه بفرستد. 

 

آيا به نظر شما اشخاص عالم و عامل كه از هر جهت مجهز به ابزارهاي لازم براي تبليغ صحيح ولي سنتي هستند، اينكه خود را با وسايل و تكنولوژي‌هاي روز همراه نكرده و حتي در بسياري مواقع، نيازهاي مردم را نمي‌شناسند تا بر آن تأكيد كنند، يكي از دلايل مهم عدم گيرايي تبليغ ديني در جامعه و رغبت نشان ندادن بسياري از مردم به آن نيست؟

در تبليغ دين، ما يك منبر طبيعي سنتي داريم كه آن، نياز به ابزارهايي كه مي‌گوييد، ندارد. اما اصل تبليغ، اين ابزارهاي لازم را براي رساندن پيام دين به نسل امروز، لازم دارد. در اين زمينه، فعاليت‌هاي بسياري در حال انجام است كه نبايد در حق آنها و زحمات حوزه علميه قم،‌ بي‌انصافي كرد. الان حوزه علميه قم، با تمام جهان صحبت مي‌كند.

خود من در يك گوشه قم مؤسسه‌اي دارم كه سايت اين مؤسسه با چهارده زبان با تمام دنيا صحبت مي‌كند. با اين‌كه اين مؤسسه عمر زيادي هم نداشته، اما در همين سه يا چهار ساله، شصت هزار سؤال از شبهات مختلف موجود درباره دين را به تمام جهان پاسخ داده است. تعدادي هم با اين سؤال‌ها شيعه شده‌اند. حتي افرادي كه در مقام استاد دانشگاهي هم بوده‌اند.

الان چون مخاطب همه جهان است، مسلما بايد به آن ابزارها مسلط شد. امام صادق(ع) در روايتي كه از فرمايشات معجزه‌آميز ايشان است، مي‌فرمايد: «دين را از همان راهي تبليغ كنيد كه دشمن از همان راه فرهنگ خود را تبليغ مي‌كند».

 

بر گرفته از سایت بازتاب

نظرات (0)Add Comment

نظر دادن به اين مطلب
كوچكتر | بزرگتر

busy